داستان “مورچه و سلیمان نبی”
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود،
نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد.
سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.
در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود.
مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد.
ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.
آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت :
+ نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 18:50  توسط دریا
|

سرنوشت
در طول نبردی مهم و سرنوشت ساز ژنرالی ژاپنی تصمیم گرفت با وجود سربازان بسیار زیادش حمله کند. مطمئن بود که پیروز می شوند اما سربازانش تردید داشتندو دودل بودند.
در مسیر میدان نبرد در معبدی مقدس توقف کردند. بعد از فریضه دعا که همراه سربازانش انجام شد ژنرال سکه ای در آورد و گفت:" سکه را به هوا پرتاب خواهم کرد اگر رو آمد، می بریم اما اگر شیر بیاید شکست خواهیم خورد".
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 19:11  توسط دریا
|

هیزم شکن
روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 19:9  توسط دریا
|

يك فكر بكر!
ساختمان کتابخانه انگلستان قدیمی است و تعمیر آن نیز فایده ای ندارد . قرار بر این شد کتابخانه جدیدی ساخته شود . اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید ؛ کارمندان کتابخانه برای انتقال میلیون ها جلد کتاب دچار مشکلات دیگر شدند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 19:3  توسط دریا
|

روزی به شما اين امکان رو ميدن که يک رئيس واسه دنيا انتخاب کنين که قادر باشه به بهترين نحو ممکن دنيا رو رهبري و صلح و ترقي و خوشبختي رو براي بشريت به ارمغان بياره ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 18:56  توسط دریا
|

و در ادامه بقيه خانم ها را مشاهده كنيد ببنيد اون ها چه مي كنند با موهاي بلند
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 18:50  توسط دریا
|

آغاز ماه ششم و 156 روز سال پربركت ... روز نگاه قشنگ ... نگاه قشنگ از يك منظر قشنگ نگرستن ... با يك ديد قشنگ به جهان توجه كردن و يا چيزي جز زيبايي نديدن .... تا انتخاب تو كدام باشد ......!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 18:34  توسط دریا
|

آغاز ماه ششم و 156 روز سال پربركت ... روز نگاه قشنگ ... نگاه قشنگ از يك منظر قشنگ نگرستن ... با يك ديد قشنگ به جهان توجه كردن و يا چيزي جز زيبايي نديدن .... تا انتخاب تو كدام باشد ......!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 18:34  توسط دریا
|