فقط خودم فقط خودت
|
با خود عهد بستم که بار ديگر تو را ديدم. بگويم از تو دلگيرم: ولي باز تو را ديدم و گفتم بي تو ميميرم . |
بازم سلام نمی خواستم دیگه آپ کنم ولی این یه آپه مخصوصه مگه می شه برای تولدت ----- جونم آپ نکنم؟ تولد تولد تولدت مبارک happy birthday to you happy birthday to you happy birthday tiiiia happy birthday to youuuuu هیجده بار گلدانها را آب میدهم، هیجده کبوتر را آزاد میکنم، هیجده گل را نمی گزارم کودکان بازیگوش بچینند، هیجده بار به روی رهگذران خسته لبخند می زنم، هیجده بار سر بر آسمان کرده و دعایت می کنم. هیجده بار خوشبختیت را از خدا می خواهم و می گیرم، هیجده بار خدا را با لحن های مختلف در هیجده حالت سبز و هیجده اشک زلال صدا می زنم و هیجده بار بر هیجدهمین برگ دفتر خاطرات هیجده صفحه ای می نویسم: ـ یــ ـ و ـ جون ، هیجده بار به توان هیجده هزار بار تولدت مبارک.
![]()














+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 4:0 توسط darya |
If you don't really care Never say I love you If they aren't really there Never talk of feelings If you mean to break my heart Never hold my hand If you ever plan to part Never say forever If you are telling me a lie Never look into my eyes If you think you'll say goodbye Never say hello If you dream of more than me Never say that I'm THE one If you don't have the key Never lock up my heart

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 2:14 توسط darya |
اوخیییییییییییییییییییی تنهایی تولد گرفتم دارم شمع فوت می کنم. ![]()
امروز تولودم بید ![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 13:49 توسط darya |
اول به نام عشق،دوم به نام تو،سوم به يادمرگ. بازم سلام خوشبختانه امتحانات تموم شد ولی چه فایده مشکل من هنوز حل نشده خدا بزرگه خودش کمکم می کنه هنوزم در پي اونم که مي شه عاشقش باشم مثل درياي من باشه منم چون قايقش باشم هنوزم در پي اونم که عمري مرحمم باشه شريک خنده وشادي رفيق ماتمم باشه خدايا عشق من پاکه درسته عشقي از خاکه منم اون عاشق خاکي که از عشق تو دلچاکه مي گن جوينده يابنده است ولي پاهاي من خسته است من حتي با همين پاهام مي رم تا حدي که جا هست هنوزم در پي اونم که اشکامو روي گونم با اون دستاي پرمهرش کنه پاک و بگه جونم بگه جونم نکن گريه منم اينجام بذار دستاتو تو دستام تو احساس منو مي خواي منم اي واي تو رو مي خوام
بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ. ![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 0:22 توسط darya |
بچه ها ببخشید که نه سر می زنم بهتون و نه آپ می کنم ایشا الله بعد امتحانا جبران می کنم راستی یه چیزه خیلی مهمی پیش اومده واسم دعا کنید حل بشه ممنون می شم
![]()
![]()
![]()
فعلا بای بای![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 14:53 توسط darya
سلام بچه ها
۸۶
ديروز را سوزانديم براي امروز...
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 3:37 توسط darya |
young ♥ or ♥ old you are gold ♥ far♥or♥near you are dear اينها همه هيچ ... اي خداي شب عشق
Happy valentine day

morning ♥or♥ night you are light♥ big♥or♥ small you are all 
من اشک سکوت مرده در فريادم .
داد ي سر و پاشکسته ، در بي دادم.
نام شب عشق را که برد از يادم ؟ ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 19:23 توسط darya |
ـ ـ ـ ـ افسانه ی صبر جمیل است ـ ـ ـ ـ ایمان به فردا را دلیل است ـ ـ ـ ـ دریاو قایقران و قایق ـ ـ ـ ـ شعر شریف همزبانی بچه ها من عاشق این شعرم تو یه کتاب خوندمش(آتش بدون دود) که توصیه می کنم حتما بخونیدش. * نکته* ـ ـ ـ ـ : اسم اون کسیه که خودش میدونه. حالا اسمه هرکسی روکه می خوای بزاربعد شعرو بخونش. 




ـ ـ ـ ـ بلند آواز گرم مهربانی
ـ ـ ـ ـ پایان خوب آرزوها
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 15:34 توسط darya |